على آقا نورى

33

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

و به صورت مبحثى عمومى درآمد و فروع ديگرى از آن جوشيد . باز در پى اين موضوع بود كه سؤال از عامل و مصدر اصلى عمل مرتكب كبيره پيش آمد ؟ آيا انسان است يا خدا ؟ و در پى آن ، مباحث قضا و قدر و جبر و اختيار و ويژگى افعال انسان مطرح شد كه از دل آن فرقه « قدريه » جوشيد . « 1 » موضوع جبر و اختيار نيز كه از مسائل اصلى مورد ابتلاى سياسى - فكرى جامعه آن عصر بود از اين جهت پيوند وثيقى با سياست يافت كه معاويه و بنى اميه با اهداف سياسى به ترويج جبرگرايى و سركوب قدريه مىپرداختند و از طرف ديگر مخالفان آنها نيز بر اختيار انسانى پافشارى مىكردند . سياست حكام اموى در ترويج اين انديشه به قدرى عموميت يافت كه حتى اعتراض افرادى مثل عبد الله بن عمر ، كه سياست عزلت‌گزينى و حتى تأييد نظام حاكم را پيشه خود ساخته بودند ، برانگيخت . « 2 » بر اساس چنين نگاهى ، بايد مجادله‌هاى فكرى و ظهور فرقه‌هاى اسلامى صدر نخست را از پيامدهاى تحولات اجتماعى و منازعات سياسى و فاقد رنگ و بوى فلسفى و عقلى دانست . « 3 » به‌هرحال علاوه بر گروه‌هاى سياسى نخست قدريه ، جهميه ، مرجئه ، جبريه كه ظاهرى كلامى به خود گرفته بودند ، از جمله دسته‌هايى بودند كه خاستگاه سياسى آنها بر ديگر عوامل غلبه داشت . البته در اينجا در پى گزارش جامع پيامدهاى سياسى - مذهبى رخدادهاى مورد اشاره نيستيم . در اين صورت روشن خواهد شد كه ردپاى بسيارى از مقبولات و مفروضات فرقه‌اى و

--> ( 1 ) . بهى ، ص 21 به بعد . همچنين نك : عماره ، الخلافه و نشأة الاحزاب الاسلاميه و نيز نك : عطوان ، همان ، مبحث قدريه . ( 2 ) . صبحى ، فى علم الكلام ، ج 1 ، ص 92 - 93 ؛ قاضى عبد الجبار ، المغنى ، ج 8 ، ص 402 ، ابن مرتضى ، ص 7 - 8 . ( 3 ) . البته تنوع و كثرت تحولات و حوادث سياسى در قرن نخست و سيطره آن بر ديگر تحولات موجب برجسته كردن چنين نقشى شده است ، در هر صورت نمىتوان منكر شد كه بسيارى از تمايزهاى سياسى - مذهبى در آن زمان مستقيما حاصل مباحث و مجادله‌هاى فكرى و كلامى و به دليل اختلاف برداشت كتاب و سنت و حتى مجادله‌هاى سياسى بوده و عموما خالى از استناد به مصادر شريعت نبود .